تبليغاتX
کلمات عاشقانه خدا

خلوت عاشقانه با خدا





میشه یه روزم ،حتی یه روز از زندگیم از اول تا آخرش ،

‌همش مال تو باشه خدا جون ؟!!!

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | چهارشنبه 11 آذر1388 | 6:40 قبل از ظهر |

دلت را بسپار به صاحبش.........

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 10 آذر1388 | 7:2 قبل از ظهر |

درس داد آن مدرس درس درستي

..... دين قيم و استوار محدوديتي ندارد

براي همه ابعاد و جوانب زندگي بشر طراحي شده است 

ذلك الدين القيم

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 10 آذر1388 | 6:49 قبل از ظهر |


......و باز هم قرآن

اين مظلوم هميشگي تاريخ

خاك گرفته در تاقچه انديشه ما...

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | دوشنبه 9 آذر1388 | 7:24 قبل از ظهر |

امروز سرشارم از خدا،

ازحس دوست داشتن خدا

كاش میشد این حس رو با همه مردم جهان تقسیم میكردم

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | دوشنبه 9 آذر1388 | 7:23 قبل از ظهر |

آيه هفته ..... آيه 97 سوره مباركه آل عمران

فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ

در آن، نشانه‏هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهيم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است.



در مورد اين آيه فكر كن ...مثلا چرا فرموده مقام ابراهيم ...نفرموده مكان ابراهيم

معني حج چيه ؟ حج منحصر به همين زيارت ظاهري اين مكان ميشه ...معاني غير از اين هم داره ؟

اينكه پشت اين مناسك حج چه مفاهيمي نهفته است ؟ ....و .....

بهش فكر كنين و نتيجه انديشه تون رو براي ما هم بفرستيد

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: آيه هفته | یکشنبه 8 آذر1388 | 5:21 بعد از ظهر |

آسمان یک هدیه ابی ز الطاف خداست

 

با ستاره در بیابانها بشر را رهگشاست

 

رمز پنهان در دل خورشید آن این نکته است

 

ای بشر بعد از نبی مولا علی ات رهنماست





از وبلاگ عكس فرشته ها

www.mdanesh.blogfa.com

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 7 آذر1388 | 2:5 بعد از ظهر |


احمد اگر عبد  الهی نبود

 

پیرویش بهر خلایق چه سود؟



کعبه اگر رنگ خدایی نداشت

 

سنگ سر راه بشر بود و مقدس نبود



از وبلاگ آدرس يك معشوقه تاپ

http://www.ilgod.blogfa.com/

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 7 آذر1388 | 5:56 قبل از ظهر |


خدای ما اینقدر خوبه

 

آدم میخواد...قربونش بره

 

ولی آدم افه میاد...حرف میزنه

 

اگه یه روز عمل کنه

 

اصطلاحا

 

اون روز عید قربونه



از وبلاگ آدرس يك معشوقه تاپ

http://www.ilgod.blogfa.com/

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 7 آذر1388 | 5:40 قبل از ظهر |

 

امروز روز عيده

عيد قربون ،

ميخواي عيد بگيري ؟ اما ....اين عيد فرق ميكنه

بايد قربوني بياري

اسماعيل رو ،

اسماعيل خودت رو

اسماعيلت رو شناختي ؟ ......اسماعيلت ....كيه ؟...

شغلت؟ ...پولت؟.... آبروت؟ ...بچه هات؟... خونت؟...

مقامت؟ ..املاكت؟ يا...........؟؟؟؟

اسماعيلتو بشناس ...

                              قربوني كن...

                                              و جشــــن بگير

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 7 آذر1388 | 5:37 قبل از ظهر |

امروز روز شناخت است

شناخت خود ...خودت را بشناسي ...جهان و خالقش را شناخته اي ....

خودت را بشناس

سير كن در وجود خودت

وقوف كن در انديشه در خود  تا به شناخت و معرفتي برسي

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 6 آذر1388 | 7:6 قبل از ظهر |


ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ارور تیم
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 6 آذر1388 | 6:52 قبل از ظهر |

 

چون گردش سيارت به دور خورشيد

چون گردش الكتروني به دور هسته اش

و چون گردش حاجيان به دور محل نزول قرآن ناطق ...علي

بايد دورش گشت ..... 


الهي من دورت بگردم !............









......مصادف با اين ايام مبارك  اين هزار و يكمين پست اين وبلاگ بود

روزهاي اول شروع به كار اين وبلاگ مونده بودم چه طور مطلب جور كنم  !!!!!

لطف خدا بوده كه اين وبلاگ سرپا مونده ...ا

ممنونم از خدا به خاطر دوستان گلي كه به واسطه اين وبلاگ به من هديه داده

دوستان مجازي كه از ته دلم دوستشون دارم و هر وقت حرم ميرم به نيابت از اونها زيارت ميكنم .......

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | پنجشنبه 5 آذر1388 | 5:59 قبل از ظهر |

چقدر از حرفامون بر اساس علمه ؟

واقعا حرفي كه ميزنيم برامون علما روشن شده يا همينطوري مفت حرف ميزنيم و شايدم هم حرف مفت ميزنيم

چقدر از اظهار نظرها مون در تخصص ماست و نسبت بهش علم داريم و اطلاعات داريم ؟ يا اينكه خاله زنكي و براي اظهار فضله ؟

يه چرتكه بندازيم ببينيم از صبح تا شب چقدر از حرفامون واقعا برامون علما روشن شده و درسته ؟

واقعا زندگيهامون بر اساس علم و واقعيتهاست يا توهم و جهل ؟


فكر كردم به جاي عرض تسليت به شكلهاي كليشه اي به مناسبت شهادت امام محمد باقر (ع) در مورد صفت اين بزرگوار يعني باقر العلوم ( شكافنده علمها) يه توجهي داده باشم موثرتره

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | سه شنبه 3 آذر1388 | 10:20 بعد از ظهر |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 4:48 بعد از ظهر |

براي مردم مظلوم يمن خيلي دعا كنيد

و براي نابودي دستهاي پشت و روي پرده

وهابيها و صهاينه غاصب


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 6:47 قبل از ظهر |

وقتي ميشنوي خدمت به خلق ....خدمت به خلق فقط مدرسه و مسجد ساختن و...كه نيست

خيلي خيلي براي خودت ملموس و كاربرديش كن

خدمت به خلق يعني

شستن ظرفهاي خونه ...بدون اينكه كسي ازت بخواد .....

برداشتن يه سنگ از سر راه عابرها

استفاده نكردن زياد از برق در ساعات پيك 

جفت كردن كفشهاي همسايه اي كه هر روز از جلوي درش رد ميشي....

و .........

اينقدر راحت و آسونه


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | یکشنبه 1 آذر1388 | 6:37 قبل از ظهر |


دوستان خدا .........


دوستتان دارم


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | شنبه 30 آبان1388 | 9:17 بعد از ظهر |

چند لحظه

فقط چند لحظه

چشماتو بزن

تو دلت آروم صداش كن

خدا ...خدا ...خدا

آروم شدي؟

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | شنبه 30 آبان1388 | 9:13 بعد از ظهر |

به خاطر مختصر ضربه اي كه به چشمم خورده بود به تجويز چشم پزشك رفتم داروخونه تا يه قطره اي رو تهيه كنم

داروخونه دار وقتي دفترچه بيمه ام رو ديد با حالت خاصي ورقش زد و با تعجب گفت:

اين دفترچه مال سال هشتاد و چهاره... شما چند ساله دكتر نرفتين ؟!!!!

بهش گفتم غذاي سالم بخور مريض نميشي !

فرصت نبود تا بيشتر بهش توضيح بدم كه اين از بركت قرآنه

من (و خيلي ديگه از دوستام ) فقط به ظاهر يه دستور ساده قرآن عمل كردم و از شر ناز دكترها و خرج دوا و درمونش در امون موندم

اينكه قرآن گفته به غذات نگاه كن ...اينكه غذاي طيب و پاك بخور 

منم به اين دستور عمل كردم و غذاي غير طيب نمي خورم ...غذاي طيب غذاي پاكه ...غذاييه كه ازون بيماري و ناراحتي و عوارض ايجاد نميشه

اگر دوست داشتين بيشتر در مورد غذاي طيب و غذاهاي ممنوعه بدونين به قسمت سمت چپ ستون موضوعات وبلاگ قسمت تغذيه قرآني مراجعه كنيد يا به سايت طب قرآني محقق و مبتكر نابغه ، جمشيد خدادادي سر بزنيد

پانوشت : اون قطره رو چون حالت فوريتي بود و در مورد ماهيتش اطلاعات كاملي نداشتم فقط يه بار استفاده كردم كه البته به خاطر همين هم كلي پشيمون شدم.... بعد كه سرفرصت بررسيش كردم انداختمش سطل آشغال و به جاش از محلول عسل براي چشمم استفاده كردم كه به صورت عجيبي موثر تر بود

( مدتهاست من هيچ داروي شيميايي استفاده نكردم)


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: تغذیه قرآنی | شنبه 30 آبان1388 | 5:7 بعد از ظهر |

آيه هفته ..... آيه 96 سوره مباركه يوسف


فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

امّا هنگامى که بشارت دهنده فرا رسيد، آن (پيراهن يوسف) را بر صورت او (يعقوب) افکند؛ ناگهان بينا شد!

گفت: «آيا به شما نگفتم من از خدا چيزهايى مى‏دانم که شما نمى‏دانيد؟!»



++++++++++++++++++++++++++++++++++


به خاطر بي احتياطي ضربه اي به چشمم خورده بود و ديد يه چشمم رو كمي تار كرده بود

نگران بودم از اينكه مشكل جدي براي چشمم پيش اومده باشه و در حق اين امانتي كه خدا به من سپرده كوتاهي كرده باشم

....در همين حال قرآن رو باز كرديم ....كه در نهايت شگفتي آيه بالا اومد !!!



الان هم مشكلش حل شده و شكر خداهم مثل اينكه مشكل خاصي نبوده و برطرف شده

هنوز هم در شگفتم از بزرگي اين قرآن ...اين كتاب زنده ها

كتاب كاربردي و عملي آدمها ....نه دكوري روي تاقچه

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: آيه هفته | شنبه 30 آبان1388 | 4:26 بعد از ظهر |





پدر مي گفت :
صفا  : يعني در دل صفا داشتن با خدا

مروه : يعني مروت با خلق خدا
نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 29 آبان1388 | 11:20 بعد از ظهر |

و امروز هدیه خداست به تو ....


به خدا نشان بده لیاقتش را داری

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | جمعه 29 آبان1388 | 4:8 بعد از ظهر |

خدا زيباست

و زيبايي را دوست دارد

دلت را زيبا كن تا محبوب خدا شوي

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 7:10 قبل از ظهر |

وقتي اون فرشته هاي الهي كه مامور عذاب قوم لوط بودند به خونه حضرت لوط  (ع) اومدند ...مردم فاسد اون شهر اون مهمونها رو از حضرت لوط (ع) طلب كردند

ايشون در مقابل اونها رو نهي و سرزنش كرد و حتي بهشون گفت بيايد به جاي اين كار با دختران من ازدواج كنيد و مرتكب اين فساد نشيد ...كه البته اين پيشنهاد رو هم رد كردند


يه نكته خيلي جالب تو اين ماجراست ...اينكه

حضرت لوط  ( در اون شرايط خاص)براي جلوگيري از ايجاد يه مفسده و عمل زشت حتي حاضر شد دختران دلبند خودش رو كه به دست خودش تربيت شده بودند رو به اين آدمهاي فاسد معلوم الحال بده *( تكرار ميكنم شرايط خاص)...ايشون و دخترانشون حاضر شدند اينطوري براي اصلاح فرهنگ غلط جامعه اون زمان فداكاري كنند...( گرچند اون قوم پذيراي اين فداكاري هم نبودند!)

حالا مقايسه كنيد موانعي رو كه پدر و مادرها براي ازدواج فرزندانشون ايجاد ميكنند

موانعي مثل جهزيه ها و مهريه هاي سنگين ...مراسم پرهزينه و كمر شكن .....خونه شخصي و ماشين و .......

شرايطي كه بعضا جوونها رو از ازدواج پشيمون ميكنه و بعدا براشون مشكلاي اخلاقي ديگه اي ممكنه ايجاد كنه

توي جامعه اسلامي هستيم دم از شيعه علي بودن ميزنيم اما همين سنت ساده ازدواج رو از اون بزرگواران الگو نميگيريم ...اينكه چقدر ساده و بي تكلف حضرت علي (ع) و حضرت زهرا (س) به عقد هم در اومدند ...با چقدر جهزيه و چقدر مهريه !

بايد اين بدعتها و موانعي كه به دست خودمون ايجاد كرديم رو ريشه كن كنيم


 * پانوشت : منظور اين نيست كه آدم دخترش رو به هر آدمي بده ...منظور اينه كه به جهت جلوگيري از مفسده شرايط ازدواج تسهيل بشه

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 7:6 قبل از ظهر |

تو اين كره خاكي ..

فقط دو نفر

دو نفر انساني كه حسابي رو خودشون كار كرده بودند و تربيت شده بودن ....دست تو دست هم گذاشتن تا به خاطر خدا يه خونواده الهي تشكيل بدن و انسان تربيت كنن

اينقدر اين حركتشون بركت داشت كه هنوز هم نسلشون رو زمين سيادت ميكنن




نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:24 قبل از ظهر |

يه مرد تو خونه ....چه وظيفه اي داره ؟

تامين خوراك و مسكن و پوشاك و نيازهاي ظاهري خونواده اش ؟

يا ....يه پله بالاتر از اين نيازهاي ظاهري و مادي ؟

از مرحوم پدر اينگونه آموختم كه وظيفه اصلي ديگه مرد در كنار تامين اين نيازهاي مادي ...ايجاد بينش و فرهنگ تو اون خونوادست

تربيت اون خونه به عهده مرده

خوب لازمه اش هم اينه كه ولي خونواده خودش تربيت شده باشه ... تا بتونه با آموزش صحيح به خونواده اش اونها رو انسان بار بياره

مرد خونواده در مقابل رفتار اهل خونه اش مسئله ...اگر خطايي از اونها سر بزنه اون دنيا بايد در قبال اون و كمكاري كه تو تربيت اهلش انجام داده جواب پس بده

ميبني چه وظيفه سنگيني داره ؟

به اميد روزي كه مردهاي خانواده هاي ما وظايفشون رو فراتر از تامين نيازهاي مادي خونواده ببينن


قو انفسكم و اهليكم نارا  ....

خودت و خانواده ات را از آتش جهنم حفظ كن

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:18 قبل از ظهر |

چطور ميشه كسي كه يه اصولي رو ياد نگرفته بخواد به ديگري هم ياد بده

هنوز ياد نگرفته آداب غذا خوردن چيه ....ياد نگرفته كه نبايد قاشق رو به دندونش بكشه ...اينكه نبايد نوشيدني رو هورت بكشه ...اينكه از جلوي ظرفش غذا بخوره ...اينكه .....

هنوز اينها رو ياد نگرفته و ميره و ازدواج ميكنه

بعد ميخواد اين چيزا رو چه جوري به بچه اش ياد بده و اونو تربيت كنه ؟

چه طور وقتي خودش سر سفره با ملچ ملوچ غذا رو ميبلعه ميخواد به بچه دلبندش بگو اينطور غذا نخور ؟!!!!

اين مثالهاي ساده آداب غذا خوردن رو گفتم تا ملموس تر بشه ....اما يه مرحله بالاتر ...در مورد رفتارها و باورها و ....

چه طور كسي كه خودش دروغ ميگه ميتونه به بچه اش راستگويي رو ياد بده

چه طور يه نفر كه معني نجابت رو درك نكرده ميخواد اونو به دلبندش هم ياد بده ...

چه طور ميشه .....معني حيا ....معني ادب ...معني محبت ....معني انصاف ......

معني رعايت حقوق همه موجودات ....معني .....

خيلي سخته

نميگم اين آدمها اصلا ازدواج نكنن...نه

اما اينو بدونين هر چي آدم نقص و مشكلي داشته باشه وقتي وارد زندگي جديد بشه و مسئوليت تربيت يه خانواده رو هم به دوش بكشه ...اون مشكلات و نقايص بروز ميكنن و به صورت تصاعدي تو زندگيش سر در ميارن

كاش جوونهامون قبل ازدواج بيشتر حواسشون به تربيت خودشون مي بود


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: | پنجشنبه 28 آبان1388 | 6:7 قبل از ظهر |


امام جواد (ع) مي فرمايد:

کسي که به سخن گوينده اي توجّه کند، خود را بنده ي او ساخته است؛

حال اگر سخن درباره ي خدا باشد، خدا را پرستيده است،

و چنانچه گفتارش شيطاني باشد، ابليس را پرستيده است.

تحف العقول ص 456

نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: در نگاه بزرگان | چهارشنبه 27 آبان1388 | 2:21 بعد از ظهر |

بيا

بيا

بيـــا

بيــــــــا

چند لحظه با خودمون خلوت كنيم

و از خودمون بپرسيم

تا اين لحظه


...چــــــــي داديــم ...؟..!.


...چــــــــي گرفتيم ...؟..!.


نوشته شده توسط : زیتون | لينک ثابت | موضوع: عاشقانه ها | چهارشنبه 27 آبان1388 | 9:1 قبل از ظهر |