چیز دیگر است !
نقش قرآن چون که بر عـالم نشسـت
نقشههای پاپ و کاهـن را شکسـت
فاش گویم آنچه در دل مضمر اسـت
این کتابی نیسـت چیـز دیـگر اسـت
چونکه در جـان رفت جان دیگر شود
جان که دیگر شـد جهـان دیـگر شود
نقش قرآن چون که بر عـالم نشسـت
نقشههای پاپ و کاهـن را شکسـت
فاش گویم آنچه در دل مضمر اسـت
این کتابی نیسـت چیـز دیـگر اسـت
چونکه در جـان رفت جان دیگر شود
جان که دیگر شـد جهـان دیـگر شود
آنجا كه نور بيشتر است،
سايه هاي سياه تري مي توان يافت!
به مناسبت بیست و هفتمین سالگرد عروج بانو امين اصفهاني مجتهده و مفسر قرآن
اين مفسره ي بزرگ ، كه با 30 واسطه ، نسب مباركشان به اميرالمومنين (ع) مي رسد ، در يك عمر 97 ساله ، در بحراني ترين دوره ها و در زير شديدترين فشارها و تهاجمات ضد ديني حكومت پهلوي ، تحصيلات عميق ، تحقيقاتي وسيع ، تاليفاتي متين و گسترده ، تدريس و تربيت هايي اعجاب انگيز و افتخارآميز و خدماتي شايسته و بي نظير ، در زمينه ي علوم ديني و نشر و ترويج افكار اسلامي ، عرضه نمودند كه نمونه ي بارز آن تدريس ، سخنراني و ارشاد براي صدها زن و دختر علاقمند است .
از استاد او منقول است كه : روزي دختر ايشان در گذشت . من تعيين كردم كه اودرس راتعطيل خواهد كردولي بانو سر درس حاضر شد.چون من گفتم:امروزكه مصيبت زده ايد تعطيل كنيد، گفت : نه مهم نيست . او رفت به رحمت خدا . ما چرا درس را تعطيل كنيم .
« خداوند دو نعمت را بر من فراهم آورده بود . يكي را پس گرفت
و ديگري را كه درس خواندن باشد ، چرا خودم از دست بدهم .»
روحش شاد
امام جواد (ع) مي فرمايد:
کسي که به سخن گوينده اي توجّه کند، خود را بنده ي او ساخته است؛
حال اگر سخن درباره ي خدا باشد، خدا را پرستيده است،
و چنانچه گفتارش شيطاني باشد، ابليس را پرستيده است.
تحف العقول ص 456
به ادامه مطلب برويد
امروز دوستان يه سؤال تازه برام ايجاد كردن و يه جواب
سؤال : ميشه ما هم آدم بشيم ؟
جواب : آره
سؤال : راه حل چيه ؟
جواب : خلقيات بد و زشت خودتو و خلقيات بد ارحام و هم خون هاتو شناسايي كن
سعي كن اونا رو در خودت ضعيف و نابود كني
و خلقيات خوب رو هم شناسايي و تقويت كن
البته دوستان با يه عاقل مشورت كرده بودن و به اين جواب رسيده بودن
با عنوان :
نيايش چهل و دوم
خبر کوتاه ، اما تاثر انگیز بود :
مترجم قرآن ،شاعر مبارز، نويسنده و انديشمند مسلمان
بانو طاهره صفار زاده درگذشت .
اين ضايعه را به قرآن پژوهان واهالي شعرو ادب تسليت ميگوييم .

نقل از کتاب
الله
امام صادق (ع) در آیه (( کسانی که به آنان کتاب دادیم آنرا تلاوت میکنند، آنگونه که حق تلاوت آن است)){بقره121}
درمورد حق تلاوت می فرمایند:
اینگونه که: آیاتش را روشن و شمرده می خوانند،
سعی میکنند معانیش را بفهمند
احکام و فرامینش را عمل می کنند،
به وعده اش امیدوارند،
از عذابش می ترسند،
از داستانهایش سرمشق می گیرند، از مثلهایش پند می گیرند،
امرهایش را به جا می آورند و از نهی هایش دوری می کنند.
به خدا سوگند که حق تلاوت قرآن
به حفظ آیات و پشت سرهم خواندن حروف و کلماتش
و تلاوت سوره هایش و تکرار ده جزء و پنج جزء آن
نیست !!!
برخی حروف و کلماتش را حفظ کردند و حدود و معانیش را فرو گذاشتند !
بلکه به تدبر در آیات آن است،
خدا می فرماید (کتابی است مبارک که آن را به سوی تو فروفرستادیم ،
تا در آیاتش
تدبر کنند و خردمندان پند گیرند)

کوچکش را، محتواى قرآن را بفهمند
و طورى باشد که هر چه قرائت کنند
بالا بروند و هر چه قرائت کنند به مبدأ نور.... نزدیک شوند این نمىشود
الا این که حجابها برداشته بشود»
در جای دیگر می فرمایند:
« تا انسان از
حجاب بسیار ظلمانى خود خارج نشود، تا گرفتار هواهاى
نفسانى
است، تا
گرفتار خود بینىهاست، تا گرفتار چیزهایى که در باطن
نفس خود ایجاد کرده است، از ظلماتى که بعضها فوق بعض است،
لیاقت پیدا نمىکند
انسان که این
نور الهى در قلب او منعکس بشود»
و این شاهکارهاى مهم شیطان است که همیشه کمالات موهومه را بر انسان جلوه دهد.....
و انسان را به آنچه که دارد راضى
و قانع کند و ماوراى آنچه پیش اوست هر چیز را از چشم ساقط
کند.
مثلاً اهل تجوید را به همان علم جزئى قانع کند... و حَمَلِه قرآن را پیش آنها به خود آنها تطبیق کند... و اصحاب ادبیات را به همان صورت بى مغز راضى کند... و اهل تفاسیر - به طور معمول را - سر گرم کند به وجوه قرائات...
و اهل
علوم را نیز قانع کند فقط به دانستن
فنون دلالات و وجوه احتجاجات و امثال آن. حتى فیلسوف و حکیم و عارف اصطلاحى را محبوس کند در حجاب غلیظ اصطلاحات و مفاهیم و امثال آن !
بدانید که در قرآن خواندنی که با تدبر همراه نباشد خیری نیست
بدانید که
در عبادتی که با فهم و اندیشه توأم نباشد خیری نیست
منابع -1- قرآن از دیدگاه 114 دانشمند، محمد مهدى علیقلى 2- سايت فرهنگي تبيان
منابع -1- قرآن از دیدگاه 114 دانشمند، محمد مهدى علیقلى 2- سايت فرهنگي تبيان
قرآن برای
چه آمده است؟ برای مغفرت اموات؟ سازندگی انسانها؟
از خود
قرآن میپرسیم که برای چه آمدی؟
می فرماید
: کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور
قرآن صرفاً
برای این آمده که مردم را نجات بدهد از ظلمات ، آنها را به نورانیت برساند.
معنای دیگر این که بشر در ظلمات هستند. تمام بشریت در عالم حیوانی،
در ظلمات حیوانی هستند و
میخواهند تکامل پیدا کنند و در مسیر تکامل
به مقام انسانیت و فرا انسانیت برسند. اینها از خدا می خواهند که خدایا
برای ما آنچه که ما را به کمال می رساند ، آنرا برای ما
بفرست .
خداوند در خواست باطنی و معنوی این اشخاص را می شنود وبرای
اینها دارویی فرستاده که آن دارو به نام احکام قرآن است.
جهان بر مبنای تکامل است ، تا موقعیت انسانی جهت ، جهت تکوین
است. از نظر تکوین پروردگار عالم خلائق را بالا می آورد تا به موقعیت
حیوانی. انسان هم یکی از آن حیوان هاست
.به قول نویسنده ها
جانور گویا . انسان را میگویند جانور گویا ، یعنی حیوان ناطق.
این جانور گویا میخواهد عروج کند ، برسد به موقعیتی که مسجود ملائک
قرار گیرد ، موقعیتی که جلیس خدا باشد .
از خدا می خواهد که خدایا چه کار کنم که به آنجا برسم؟
خدای تعالی
پیغمبرانی را میفرستد ، به وسیله آنها دستورات
طبی-معنوی را می فرستد.هرکس خودش را
مریض دید، با آن دواها
مداوا کردسالم میشود، قلب سلیم پیدا میکند،
یوم لا ینفع مال
و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم
این برای این آمده تا زنده ها به این
عمل کنند. به جای زنده ها ببرند
به مرده ها بخوانند،این بالاترین اهانت نیست؟!
چرا با قرآن بازی می کنیم؟!
چقدر از ارزش موقعیت این کلام پایین آوردیم؟!
چقدر دستورات خداوندی را مسخره کردیم؟!
تنها قرآن است دست نخورده ، تنها قرآن است شفیع عالم ،
تنها قرآن است که فیه شفاء لما فی الصدور ،
نمی فرماید : غفران
لما فی القبور ، ..... شفاء لما فی الصدور
یک حرکتی بکنیم ، موفق می شویم ، خدا هم کمک میکند .
بیایید قرآن را از دست مرده ها بگیریم و به دست زنده ها بدهیم
ان هذه تذکرة لمن شاء اتخذت الی ربه
سبیلا
این یادآوریست برای کسی که بخواهد به سوی پروردگار عالم حرکت کند.
آلبرت انيشتاين :
....و در شگفتیهای قرآن درنگ کنید ،
دلها را با آن به تپش و حرکت در آورید
و همه کوشش شما در خواندن قرآن این نباشد
که به آخر سوره برسید .
هر که
خواهان علم پیشینیان و آیندگان از اول تا به آخر دنیاست ،
در قرآن کاوش و تأمل کند
برتری
قرآن بر دیگر سخنان، همچون برتری خداست بر خلقش