حقیقتش رو همه دوستش دارن،حتی اگه نشناسنش
تو مسیر افراد دیگه ای هم مثل من بودند ... به خاطر اینكه تو مسیر بیكار بودند معمولا وقتشون رو به ورق بازی و قمار میگذرودند ...تو كوپه سربازان و افسران شوروی هم ما رو مراقبت میكردند
در حالیكه بقیه در حال بازی بودند .... من كه اهل این كارها نبودم یه گوشه ای نشسته بودم و یه نهج البلاغه كوچك جیبی داشتم و می خوندمش ....یه بار یكی از این افسرها توجهش به من جلب شد ...اومد جلو ازم پرسید چی میخونی
بهش توضیح دادم ...كه یه فردی به نام امام علی یه مجموعه صحبتها و دستورات و راهنمائی هایی برای مسلمونها داره كه من مطالعه اش میكنم
ازم خواست یك بخشش رو براش بخونم
اتفاقی بخشی رو كه مربوط به اسرا و نحوه برخورد با اسرا و اینكه نباید با فرمانده هان اسیر دشمن همونطوری كه با سربازان اسیر برخورد میشه رفتار كرد و فرمانده بودنشون رو باید لحاظ كرد و یه سری نكات در این مورد رو خوندم
وقتی این صحبت ها رو شنید ، شگفت زده شد و با هیجان خاصی گفت : این مرد لنین دومه
گفتم اما اون 1400 سال پیش زندگی میكرده !
گفت: پس این مرد لنین اوله !!!!!
این خاطره رو مهدی عزیز برامون فرستاده
قرآن برای چه آمده است؟