یادم باشد.....
یادم باشد
به نفرین پیراهنم دچار نشوم ، آنگاه که او را عرق آلود در گوشه ای پرت میکنم
و ظرفی که تمیزی اش را به من التماس میکند
و لقمه ای که دوست دارد عاشقانه او را صرف کنم
یادم نرود .....
به همه چیز احترام بگذارم
و یادم میماند....
که کودکی گرسنه است و پرنده ای گرفتار سرزمینی کفرآلود است.
((این متن رو " تماشاگه راز "برای این وبلاگ نوشته و فرستاده))
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۶ ق.ظ توسط زیتون
|
قرآن برای چه آمده است؟