فاطمه اي برتر از توصيف و گفت

كاش مي شد در گلستانت ، شكفت 

تو از اين تعبيرها والاتري

از همه بالاتري ، تو كوثري

مهر زهرا اي زنان ، مهر عليست

همتش تسليم بودن با وليست

كار زهرا  ،  شير حق پروردن است

از براي حق مصيبت خوردن است

كار زهراحق شناسي است و بس

دشمن هر ناسپاسي است و بس

يعني اي زن هر كسي كو حق گراست

پس به او كن اقتدا در راه راست 

نوحه خوان ياد حمزه ، فاطمه است

چون كه حمزه در شجاعت ،  خاتمه است

ياد جعفر را تداوم مي دهد

از وفا درسي به مردم مي دهد

فاطمه خود پيشگام تزكيه است

ني كه نامش يكسره در تعزيه است

اول او خود را به ايمان ساخته

بعد وي بر ديگران پرداخته

چون كه از خود او  فراغت يافته

با علي خود رفاقت يافته

فاطمه كفو علي وي كفو او

نور حق را گر مي توان شد ، يطفئوا

بعد از آن حق داده بر ايشان حسن

هديه اي از حق براي آن دو تن

چون كه كوشيدند در بدر و حنين

حضرت حق داد بر ايشان حسين

چونكه قلب اين دودرتاب وتب است

هديه حق بهر ايشان زينب است

ام كلثوم است تسليم ولي  

در شب قدر است مهمانش ، علي

رقیم